![]() |
![]() |
|
| tanhayi |
|
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم پر پروانه شکستن هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم |
|
+ نوشته شده در
85/07/23ساعت 19:45 توسط هما |
|
|
چرا امروز دعا نميكنيم....؟؟ |
|
+ نوشته شده در
85/07/23ساعت 19:41 توسط هما |
|
|
اي عشق!...اي گل ايستاده من در انسوي زمان و حواس، |
|
+ نوشته شده در
85/07/23ساعت 19:39 توسط هما |
|
|
تا به حال زير تپش هاي آسمان رقصيده اي ... رقص هر لحظه به رنگ تنهايي ... در سکوت مرواريد هاي آسماني ... تا به حال هم رنگ اين آسمان گشته اي ... تا به حال هم صداي اين سرود گشته اي ... تا به حال گوش به اين آسمان لاجوردي دوخته اي ... اين صداي گريه هر پري که دور افتاده از اين همه زيبايي ... زيبايي چشمان خيس تو ... زيبايي آن صورت درخشان تو ... زيبايي آن صداي گيراي تو ... هر لحظه اشکي پشت اشکي مي چکد... تا که شايد ببارد در نگاه ماه تو ... تا که شايد پيوندي دهد دستان تو ... در نگاه گم گشته اين آسمان در ديدار تو ... تا به حال زير قطرات باران گم گشته اي... تا به حال در سکوت اين همه نجوا بيدار گشته اي... اين همان خواهش ديدار توست ... اين همان گم گشته اميد در ديدار توست ..... |
|
+ نوشته شده در
85/07/14ساعت 17:20 توسط هما |
|
|
گلي را كه ديروز |
|
+ نوشته شده در
85/07/14ساعت 17:20 توسط هما |
|
|
گلي را كه ديروز |
|
+ نوشته شده در
85/07/14ساعت 17:20 توسط هما |
|
|
گلي را كه ديروز |
|
+ نوشته شده در
85/07/14ساعت 17:18 توسط هما |
|
|
پروردگارا! سایه گناه چون ابرهای تیره غروب آسمان دلم را پوشانده
و بادی سرد بوته زارهای خشک اعمالم را در این برهوت تکان میدهد وقتی اعمالم چون آینه رو به روی توست از چه بگریزم؟ وقتی جهان آفرینش مظهر قدرت توست به کجا پناه برم غیر از دامن پر مهر تو؟ |
|
+ نوشته شده در
85/06/24ساعت 3:37 توسط هما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
85/07/01 - 85/07/30 85/06/01 - 85/06/31 |
| پیوندها |
|
عاشقانه عشق و نفرت |
|
RSS
|